امروز روز قشنگی ست...نه به خاطر ویترینهای رنگی یا عروسکهای قلب دارِ قشنگ...نه...

«نکند یادمان برود...نکند غم این روزها خاطرهء آن روزهارا بدزدد..»

امروز اگر تو اکنون هفت آسمان فاصله داری با این دستها...  مهم نیست...

امروزاگر قهری با این چشمها ...مهم نیست

امروز اگر دوستمان نداری...با اینکه مرده ایم...مهم نیست

امروز اگر تو خدایی و ما بنده...و نه معشوق و عاشق...مهم نیست

امروز اگر لبخندت از آن ِ آسمانیهاست...مهم نیست

امروز اگر روزِ عاشقی تو با دیگری ست...آه...مهم ...؟

امروز اگر چشمهایت شعرهای دیگری را امضا میکند...آه...مهم...؟

امروز اگر بال پریدنهامان سوخته...مهم نیست

امروز اگر این پریشان نوشته ها بدون امضایند...مهم نیست

امروز اگر تنهاییم...بدون تو...غمگین...تو آن بالا و ما... مهم نیست

مهم نیست...مهم نیست...مهم نیست...

آخر میدانی؟ امروز،روزِ یادآوریست...امروز یادآورِ آن روزیست که مارا کنار هم نشاندوبرایمان قصه ای تازه گفت...

شدیم عاشق...شدی معشوق...

شدی عاشق...و ما معشوق...

                                    

و این... مهم است...مهم است...