این التهاب در تو چیست...؟ این شور و اشتیاق در تو چه میکند...؟

این شوق دیدار را از که وام گرفته ای که هر چه خشکسالی ست را آب میدهد...؟

این چه حال غریبی ست که  گویی آسمان خیال ریزش گرفته است...؟چه ميشود تورا كه رمضان نيامده سفره افطار پهن كرده اي...چه ميشود تورا كه مرا به صيام ميخواني ..

مگر تو خدا نیستی...؟ این حس عجیب شعر در تو چه میکند که چشمهایت را لو میدهد؟.

از اين آشفتگي شيرين كه طعم دلچسب بوسه را روي لبهايم مينشاند چه ذكري زمزمه ميكني كه دست به دست ميگردد و مرا حلقه ميكند...؟لبيك يا عبدي...لبيك يا عبدي...

بگو چه ميخواهي...از اين حيراني غريب ‏،كه از هرچه نميدانم است نجاتم بده...چه ميشود تورا كه اينگونه ملتهبم از تو...

                                        عاشق شده اي...؟!